نوشته شده توسط : امین

 

لیپوماتیک با یک کانول ای که به طور خودکار 360 درجه چرخش می کند،کار می کند.
این حرکت چرخشی اجازه می دهد تا چربی به طور خودکار تحریک شود.
این روش بسیار امن و در عین حال مؤثر است و اگر در طول عمل جراحی، اقدامات ایمنی لازم انجام شود، خطرات کمی دارد.
روش کار این دستگاه؛ جراحان را قادر می سازد با دقت در فرایند تخلیه چربی تمرکز کنند.
در لیپوماتیک، جراح برش را در ناحیه مورد نظر ایجاد می کند، سپس تونل هایی ایجاد می کند تا دستگاه کانولا بتواند به مقادیر چربی دسترسی پیدا کند. در حین این روش درد وجود ندارد . طی ارتعاشات سلول های چربی شکسته می شود و از بدن خارج می شود.

ترکیب ليپوماتيك،ليپوليز،اولترازد همراه با جراحى ابدومينوپلاستى

در افرادی که چاقی موضعی در بالای شکم و پهلوها دارند و هم قسمت پایین شکمشان افتاده است با ترکیب دو روش بالا میتوان به نتایج مطلوبی دست یافت.در این روش ابتدا چربی های موضعی اضافی نواحی گفته شده خارج میشود و تمام پوست اضافه و آویزان قسمت زیر شکم برداشته میشود . در نهایت پس از ترمیم جدار شل شده شکم و دوختن ناف به محل جدیدش لبه بالایی برش به برش تحتانی وصل و دوخته میشود. اکثر افراد مراجعه کننده در این گروه قرار می گیرند. همچنین اکثر افراد دچار چاقی و افتادگی ناحیه پوبیس (قسمتی از بدن زیر شکم وبالای ناحیه تناسلی) هستند که در این عمل کاملا اصلاح میشود.
محل انجام جراحی و روش بیهوشی
این عمل با بیهوشی عمومى انجام شده و نیاز به 24 ساعت بستری دارد ولی اگر حال عمومی فرد خوب باشد میتواند زودتر ترخیص شود طول عمل 4-2 است .
مراحل پس از جراحی
پس از جراحی بیمار شکم بند یا گن مخصوصی راطبق صلاحدید جراح به مدت چند هفته تا چند ماه میپوشد.
پس از عمل وجود کمی درد کبودی وتورم عادی میباشد.روی زخمها پانسمان مخصوص زده میشود که بهتر است 3-5 روز آب به آن زده نشود و پس از این مدت دوش گرفتن اشکالی ندارد ولی تا ده روز بهتر است زخم پانسمان شود.
تمام بخیه ها جذبی هستند و نیازی به برداشتن ندارند. کافییست فرد تا یک هفته در منزل استراحت نماید و بایستی حرکات چرخشی کمر را محدود کند.وبه علت احساس کشیدگی در محل بخیه ها بهتر است مدتی با حالت کمی خمیده به جلو راه برود . و در حالت خوابیده هم بالشی زیر زانو هایش قرار دهد .در دو ماه اول پیاده روی آرام مانعی ندارد ولی انجام حرکات ورزشی کامل و شکم اگر عمل ابدومینو پلاستی کرده اید تنها پس از شش ماه امکان دارد.
عوارض زودرس مثل عفونت و خونریزی بسیار نادر است . بیشترین عارضه که بیمار را نگران میکند ایجاد اسکار بد شکل در محل برش جراحی است که اگر دستورات پزشک رعایت شود به حداقل ممکن میرسد.
یکی از شایعترین عوارض ورم است که گاهی دو-سه ماه وقت لازم است تا برطرف شود.
نتیحه این عمل ایجاد شکم صافتر خوش فرمتر با باقی گذاشتن حداقل چروک و ترک میباشد. برای نهایی شدن فرم شکم گاهی تا چند ماه بایستی صبر کرد .



:: موضوعات مرتبط: لیپوماتیک , لیپوماتیک کاهش سینه , شکم آبجو چیست؟ , مراقبت های قبل از لیپوماتیک , اقدامات قبل و بعد از جراحی زیبائی شکم , لاغری و پیکر تراشی , پوست و زیبائی , بوتاکس , پاکسازی و لایه برداری پوست , جوان سازی , درمان کک لک مک و جای جوش , کاشت ریش , لیپوساکشن مردان , لیپوساکشن اندام ها , لیپوساکش ساق پا , ,
:: برچسب‌ها: هزینه عمل تامی تاک , هزینه جراحی ابدومینوپلاستی , مطب دکتر لعل خوشاب , لیپو مینی لیفت , تصاویر جراحی شکم , عوارض مینی ابدومینوپلاستی , جراحي ابدومينوپلاستي , ,
:: بازدید از این مطلب : 314
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : امین

بیشتر مردم با این باور بزرگ می شوند که رفتن به دانشگاه، گرفتن نمره های خوب، خیلی سخت کار کردن و به دست آوردن شغلی خوب، گام هایی هستند که برای موفق شدن باید طی کنید. ولی امروزه، کم کم همه به این نتیجه رسیده اند که تحصیلات خوب و شغل پر منفعت دیگر فرمولی ثابت برای دستیابی به ثروت و موفقیت نیست.

تحصیلات بدون شک جایگاه خود را دارد و فاقد سزاواری و شایستگی نیست، ولی با این وجود همه اوقات لازم نیست. کارآفرین های بسیاری وجود دارند که تحصیلات رسمی زیادی ندارند، ولی توانستند به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند.

این مطلب در مورد شخصیت هایی است که علی رغم نداشتن تحصیلات رسمی، نامی برای خود در جهان دست و پا کردند. زندگی این افراد را مطالعه کنید تا ببینید که آیا برای ساختن کسب و کاری سودآور نیاز به رفتن به دانشگاه دارید یا نه.

1. استیو جابز (Steve Jobs)


شاید کمتر کسی در جهان باشد که با داستان استیو جابز یکی از مؤسسان اپل آشنا نباشد. با اینکه جابز از دبیرستان هوم استید در سال 1972 فارغ التحصیل شد، ولی از کالج رید ترک تحصیل کرد، در حالی که والدین او به سختی می توانستند از پس خرج تحصیلات کالج او برآیند.

در زمان مرگ جابز در سال 2011، ارزش خالص او 11 میلیارد دلار بود. مسلماً در مورد کسی که دانشگاه را ترک کرده رقم بدی نیست! گفته می شود ارزش خالص استیو وازنیک همکار خوش فکر جابز 100 میلیون دلار است، و البته او هم هرگز کالج را به اتمام نرساند.
 

2. ریچارد برانسون (Richard Branson)


ارزش خالص ریچارد برانسون تقریباً بالغ بر 4.9 میلیارد دلار تخمین زده می شود. برانسون که بنیانگذار خطوط هوایی ویرجین آتلانتیک، ویرجین رکوردز، ویرجین موبایل و ویرجین برندز است، هرگز دبیرستان را به اتمام نرساند و در سن 16 سالگی ترک تحصیل کرد. علاوه بر این، او دچار اختلال خوانش پریشی (dyslexic) بود و عملکرد آکادمیک ضعیفی هم داشت. ولی این موضوع باعث نشد که او نتواند نامی برای خود دست و پا کند. امروز، برانسون حامی سرسخت اهمیت تحصیلات است و به شدت معتقد است که مدارس و دانشگاه ها باید کمک بیشتری به کارآفرین ها کنند و برای آن ها منابع مالی تأمین کنند.
 

3. دیو توماس (Dave Thomas)
 

دیو توماس، مؤسس و مدیرعامل امپراتوری فست فود وندیز (Wendy's)، از دبیرستان ترک تحصیل کرد تا به طور تمام وقت در رستوران هابی هاوس کار کند. با اینکه توماس در سال 2002 درگذشت، ولی گفته می شود ارزش خالص او 99 میلیون دلار بود.

توماس اولین شعبه وندیز را در سال 1969 افتتاح کرد، ولی رستوران های رنجیره ای او دچار فراز و نشیب های بسیاری شد تا اینکه شروع به حضور در صدها تبلیغ تلویزیونی کرد، و بالاخره علاقه بینندگان تلویزیونی را به دست آورد و در دهه 1990 شهرت زیادی پیدا کرد.
 

4. دیوید گرین (David Green)


دیوید گرین که ارزش خالص او نزدیک به 6 میلیارد دلار است، هرگز به دانشگاه نرفت. این مؤسس هابی لابی (فروشگاه های زنجیره ای آثار هنری) دیپلم دبیرستان دارد، ولی از خیر تحصیلات مقاطع بالاتر گذشت تا کسب و کار خانگی خود را در سال 1970 با وامی 600 دلاری شروع کند. تا سال 1972، این کسب و کار به اندازه ای موفق شده بود که او توانست اولین فروشگاه خرده فروشی خود را افتتاح کند.

گرین به عنوان فردی نیکوکار شناخته می شود. او نیمی از مجموع درآمدهای کمپانی خود را وقف امور خیریه می کند. گفته می شود که تا سال 2012، او تقریباً 500 میلیون دلار وقف خیریه کرده بود.
 

5. لری الیسون (Larry Ellison)


لری الیسون، مدیرعامل سابق شرکت اوراکل، از دو دانشگاه ترک تحصیل کرد. ارزش خالص او 54 میلیارد دلار است. بعد از ایجاد دیتابیس هایی برای سازمان سیا، الیسون به همراه دو شریک خود در سال 1977 شرکت SDL را تأسیس کرد. این کمپانی در نهایت در سال 1982 تبدیل به شرکت نرم افزاری اوراکل شد.

امروز، این میلیاردر خودساخته از مقام خود به عنوان مدیرعامل کناره گیری کرده، ولی رییس هیئت مدیره و مدیر ارشد فناوری اوراکل باقی مانده است. هدف او هیچ وقت ثروتمند شدن نبود، بلکه می خواست محیط کاری ایجاد کند که خود او در آن لذت ببرد.
 

6. کوین رز (Kevin Rose)


این کارآفرین اینترنتی زیر 40 سال، شرکت های Revision3، Pownce و Milk را تأسیس کرد، ولی احتمالاً بیش از همه به خاطر وبسایت دیگ (Digg) شناخته می شود. او وارد دانشگاه نوادا در لاس وگاس در رشته علوم کامپیوتری شد، ولی بعد از دو سال انصراف داد.

امروز رز مدیرعامل HODINKEE، عضو هیئت مدیره Tony Hawk Foundation و یکی از مشاوران سرمایه گذاری گوگل است.
 

7. مایکل دل (Michael Dell)


مایکل دل همانطور که از نامش پیداست، بنیانگذار شرکت کامپیوترهای Dell است. ارزش خالص او بالغ بر 20 میلیارد دلار تخمین زده می شود. او وارد دانشگاه تگزاس شد، ولی در نهایت انصراف داد. در خوابگاه دانشگاه، او شالوده چیزی را طرح ریزی کرد که بعداً تبدیل به شرکت Dell شد. بعد از موفقیت در فروختن پکیج های آپگرید برای کامپیوترهای شخصی، او در ادامه کسب و کار بسیار بزرگتری را ایجاد کرد.
 
تا سال 1992، دل با 27 سال سن جوان ترین مدیرعامل در لیست فورچون 500 شده بود.
 

8. ریچل ری (Rachael Ray)
 

این نویسنده، کارآفرین و ستاره تلویزیونی برنامه های آشپزی هرگز به دانشگاه نرفت، و از هیچ گونه آموزش حرفه ای در هنر آشپزی برخوردار نیست. ارزش خالص او 60 میلیون دلار است، که مسلماً رقم بسیار خوبی برای کسی است که هیچ گونه مدرکی در زمینه کاری خود ندارد.

او بعد از اجرای اولین تاک شو یا برنامه گفتگومحور خود در سال 2006، آن را از طریق حضور در برنامه معروف اپرا وینفری تبلیغ کرد. او در برنامه های معروف متعدد دیگری نیز حضور داشته است.

حرف آخر؟

امروز در عصر اطلاعات، راه های بسیاری برای یادگیری و توسعه مهارت هایی که برای کارآفرین شدن نیاز دارید، وجود دارد. بیشتر کارآفرینان هم عقیده هستند که حمایت بیشتری به خصوص از طریق مؤسسات آموزشی می توانست برایشان وجود داشته باشد. ولی امروزه منابع بسیار و رایج تر از گذشته شده اند، به خصوص منابع آنلاین.

نصیحت داستان چیست؟ یک فرد با اراده همیشه راهی پیدا می کند. تحصیلات می تواند کمک یا مانعی در مسیر موفقیت باشد. اگر تحصیلات برایتان تبدیل به مانع شود، کسانی که روحیه کارآفرینی داشته باشند آن را کنار می زنند و مسیر خود را انتخاب می کنند.



:: موضوعات مرتبط: لاغری موضعی با کویتیشن , طب سوزنی , افتادگی پوست بعد از لیپوماتیک , شکم آبجو چیست؟ , کاشت ریش , کاشت مژه , جراحی پلک , تزریق ژل و فیلر , لیپوساکشن اندام ها , ,
:: برچسب‌ها: کارآفرین , موفق , موفقیت , استیو جابز , ریچارد برانسون , دیو توماس , دیوید گرین , لری الیسون , کوین رز , مایکل دل ,
:: بازدید از این مطلب : 417
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 10 مهر 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : امین

گوشی‌های میان‌رده‌ی «سامسونگ» هر روز با نام‌ و پسوندهای جدید معرفی می‌شوند و فقط با چند تغییر کوچک در اختیار کاربران جهانی قرار می‌گیرند. سامسونگ این بار از نسل جدید گلکسی A رونمایی کرده و قصد دارد به‌زودی آن‌ها را روانه‌ی بازارهای جهانی کند. گوشی موبایل «گلکسی A7 2017 دو سیم‌کارت» (Galaxy A7 2017 Dual SIM) از این سری، یک میان‌رده‌ی باکیفیت به ‌حساب می‌آید. این گوشی با وجود شباهت به نسل قبلی خود از ویژگی‌هایی مانند مقاومت در برابر گردوغبار و آب تا عمق 1.5 متر به مدت 30 دقیقه بهره برده که آن را از همتای 2016 خود متمایز می‌کند. سخت‌افزاری که می‌تواند برای انجام بسیاری از امور مفید باشد، بدنه‌ی زیبا و چشم‌نواز، نمایشگری که کیفیتش چشم‌ها را خیره می‌کند، حسگر اثرانگشت برای امنیت بیشتر و دوربینی که تصاویر فوق‌العاده ثبت می‌کند، از مشخصات این گوشی میان‌رده هستند. سامسونگ برای تجربه‌ی کاربری بهتر در گلکسیA7 2017 ، تراشه‌ی 64بیتی اگزینوس 7880 را در نظر گرفته که 8 هسته‌ی پردازنده‌ با معماری کورتکس A53 با قدرت پردازش 1.9 گیگاهرتز دارد؛ 3 گیگابایت رم در کنار این مجموعه‌ی سخت‌افزاری قرار دارد که به روان‌ترشدن محصول کمک می‌کند. گلکسی A7 2017 از حافظه‌ی داخلی 32گیگابایتی بهره برده و می‌تواند کارت حافظه‌ی جانبی تا 256 گیگابایت را پشتیبانی کند. طبق روال تمام گوشی‌های هوشمند امکان استفاده از فناوری‌هایی مثل بلوتوث، Wi-Fiو NFC هم در این محصول وجود دارد که تجربه‌ی کاربری بهتری را برای کاربران A7 2017 به ارمغان خواهد آورد. نمایشگری با پنل OLED و فناوری Super AMOLED به‌اندازه‌ی 5.7 اینچ و رزولوشن FullHD برای این گوشی عالی به نظر می‌رسد. این نمایشگر می‌تواند تصاویر را با اشباع رنگ چشم‌نواز و با تراکم مناسب 386 پیکسل بر اینچ به تصویر بکشد. برای محافظت از آن هم، از جدیدترین نسخه‌ی محافظ‌های گوریلاگلس استفاده شده است. این نمایشگر قابلیت دریافت تا 10 لمس هم‌زمان را دارد و برای بازی و فیلم‌دیدن کاملا مناسب خواهد بود. برای پاسخ به نیاز علاقه‌مندان به عکاسی با گوشی موبایل، سامسونگ دو سنسور 16مگاپیکسلی را در A7 2017 به خدمت گرفته که با داشتن امکانات فراوان، برای یک میان‌رده عالی به نظر می‌رسد. دوربین اصلی که به فلشی از نوع LED مجهز شده است، می‌تواند در مکان‌هایی با نور کم هم عملکرد خوبی از خود به نمایش بگذارد. دوربین سلفی گلکسی A7 هم سنسوری 16مگاپیکسلی با دریچه‌ی دیافراگم باز‌تر دارد که حالا می‌تواند نور بیشتری جذب کند و درنتیجه تصاویر بهتری هم ثبت می‌کند. گلکسی A7 از ترکیب فلز و شیشه ساخته شده و از دو سیم‌کارت در سایز نانو پشتیبانی می‌کند. از دیگر مشخصات ظاهری این گوشی می‌توان به ضخامت 7.9، طول 156.8 و عرض 77.6 میلی‌متری اشاره کرد که مناسب با نمایشگر 5.7اینچی‌ آن در نظر گرفته شده  است. در نسل جدید گلکسی A7، اندروید مارشمالو ایفای نقش می‌کند و یک باتری 3600 میلی‌آمپرساعتی، وظیفه تأمین انرژی را بر عهده دارد. اگر شما از کاربران محصولات سامسونگ هستید، محصول جدید این شرکت با عنوان A7 2017 می‌تواند به‌عنوان یک میان‌رده‌ی قدرتمند بخش عمده‌ای از نیازهای شما را پاسخ‌گو باشد.



:: موضوعات مرتبط: بارداری بعد از لیپوماتیک , کاشت ریش , پیوند مو , کاشت مژه , لیپوساکشن مردان , ,
:: برچسب‌ها: موبایل , گلکسی , a7 , سامسونگ , تراشه ,
:: بازدید از این مطلب : 266
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 28 شهريور 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : امین


عبارت بازاریابی به چه معنی و مفهومی می‏باشد؟ اکثر مردم به طور اشتباه، بازاریابی را فقط به عنوان فروش و فعالیت‏های پیشبرد فروش مثل تبلیغات، تصور می‏کنند ولی فروش تنها یکی از وظایف بازاریابی می‏باشد و مهمترین جزء به شمار نمی‏رود. اگر بازاریاب بتواند با یک بررسی کامل در شناخت کالاهای موردنیاز مصرف‏کننده توفیق یافته و میزان توسعه کالاهای مرغوب، قیمت‏گذاری و توزیع کردن را به نحو موثری انجام دهد، کالاها به سادگی به فروش خواهند رفت، هر کسی اطلاعاتی در مورد کالاهایی که موردتوجه مصرف‏کنندگان است دارد، مثلا وقتی که ایستمن کداک دوربین اینستاماتیک خودش را طراحی کرد، وقتی که آتاری نخستین بازیهای ویدیویی را طراحی کرد و وقتی که هندا اتومبیل آکورد خود را تولید کرد، این تولیدکنندگان با درخواست‏های خرید مواجه شدند. آنها به جای طراحی کالاهایی برای استفاده شخصی، محصولاتی مناسب با خواست عموم تولید کردند. پیتر دراکر یکی از صاحبنظران و اندیشمندان مدیریت هدف بازاریابی را بدین شرح بیان می‏کند: «هدف بازاریابی این است که بیشترین فروش را انجام دهد و این ممکن نخواهد شد تا موقعی که مشتری را آنطور که خدمات یا تولیدات دقیقا متناسب با خواسته‏های او باشد، بشناسیم و درک کنیم. این بدین معنی نیست که فروش و تبلیغات مهم نیستند زیرا گذشته از اینکه قسمتی از مجموعه فعالیت‏های زنجیره‏ای بازاریابی هستند، به صورت ابزارهای بازاریابی با هم به کار می‏روند تا بر بازار تاثیر بگذارند.
تعریف بازار با دید بازاریابی کاربردی
:بازار محلی است که در آنجا کالا جهت تبادل وجود داشته باشد یا به عبارت دیگر مکانی که شامل حضور مشتری و عرضه باشد. مشتری باید دارای

    پول
    نیاز
    میل به خرید باشد

بازاریابی
تعریف کلاسیک بازاریابی شامل آن دسته از فعالیت‏هایی است که کالاها و خدمات را از واحد تولیدی و خدماتی به مصرف‏کننده می‏رساند چنین تعریفی ناقص بوده و فعالیت‏های بازاریابی را محدود به انجام وظایفی که صرفا مابین تولید و مصرف قرار گرفته‏اند می‏نماید. از جمله این فعالیت‏ها می‏توان بسته‏بندی کالاها، نامگذاری و علائم تجاری فراورده‏های کانال‏های توزیع (نظیر فروش مستقیم به مصرف‏کننده نهایی، عمده فروش، واسطه، خرده‏فروش) ترابری، انبارداری، روش‏های فروش، آگهی‏های بازرگانی، قیمت‏گذاری و اعتبارات مصرفی را نام برد. امروزه این امر مسلم شده است که یک مدیر بازاریابی موفق نمی‏تواند فعالیت‏های خود را از زمانی که کالا تولید گردیده و آماده پخش است آغاز نموده و با تحویل کالا به مصرف‏کننده به پایان برساند. قسمتی از فعالیت‏های عمده بازاریابی به کارهای پیش تولیدی معطوف می‏شود ازجمله فعالیت‏های بازاریابی پیش‏تولیدی، شناخت مصرف‏کنندگان و رفتار آنان در بازار را می‏توان نامبرد. فعالیت دیگر شامل بررسی بازار کالا جهت تولید و فروش مقرون به صرفه آنها می‏باشد باز هم قبل از اینکه واحد تولیدی به ساخت محصول اقدام کند مدیر بازاریابی باید کالا را طوری طرح‏ریزی کند که پس از تولید موردپسند مصرف‏کنندگان قرار گرفته و نیازها و خواسته‏های آنها را برآورده سازد. نوآوری محصولات و خرید کالا و قطعات به منظور تولید و فروش نیز از جمله فعالیت‏های بازاریابی پیش تولیدی می‏باشد. مدیر بازاریابی همچنین نمی‏تواند وظایف خود را با فروش و تحویل کالا به مصرف‏کننده خاتمه یافته پندارد. ازجمله وظایف پس از فروش کالا را می‏توان تعمیر و نگهداری کالاهای فروش رفته، اجرای قرارداد ضمانت کالا، ارائه خدمات به مشتریان و گردآوری اطلاعات پیرامون رضایت مصرف‏کننده نسبت به کالاهای فروش رفته و پیشنهاد آن اطلاعات به قسمت‏های مختلف سازمان به ویژه واحد طرح‏ریزی کالا نام برد. علاوه بر فعالیت‏های پیش تولیدی، توزیعی و پس از فروش بازاریابی تعدادی از فعالیت‏های مدیریت بازار نیز وجود دارد که دامنه آنها محدود به هیچ یک از حوزه‏های سه گانه بالا نمی‏باشد. ازجمله این فعالیت‏های بازاریابی را می‏توان پژوهش‏های بازار، شرایط محیطی بازار، قوانین و مقررات بازار، سیستم‏های اطلاعات بازار، تعهدات اخلاقی در امور بازاریابی و بازاریابی بین‏المللی نام برد. بدین ترتیب روشن می‏گردد که دامنه بازاریابی بسیار وسیع بوده و فعالیت‏های گسترده اقتصادی را شامل می‏گردد. به همین جهت در حدود نیمی از جمعیت فعال کشورهای پیشرفته صنعتی را شاغلین امور بازار تشکیل می‏دهند در کشورهای در حال توسعه از جمله در کشور ایران با اینکه تمام وظایف نام برده شده به وسیله شرکت‏ها و کارخانجاتی که سهم عمده‏ای در بازار دارند اعمال می‏گردد لیکن نظر به شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی این کشورها تکیه بر پاره‏ای از فعالیت‏های بازاریابی بیشتر از سایر فعالیت‏ها می‏باشد. مثلا نحوه توزیع کالا از تولید به مصرف و حذف واسطه هایی که صرفا جنبه احتکار و بورس‏بازی دارند یکی از وظایف مهم مدیران بازار در کشورهای در حال رشد می‏باشد در مقابل به علت کمبود منابع تولیدی و نیاز فراوان مصرف‏کنندگان در مواردی که رقابت عامل موثری در سهم بازار باشد توجه زیادی به آگهی‏های بازرگانی جهت انگیزش خریداران نمی‏شود. همچنین در جوامعی نظیر کشور ایران که نرخ تورم به نسبت بالاتر از مشابه آن در کشورهای صنعتی است انگیزه‏هایی برای فروش قسطی باقی نمی‏ماند. بدین ترتیب این روش حمایت از فروش کمتر مورد استفاده قرار می‏گیرد. اطلاعات نقش مهمی در فعالیت‏های مدیریت بازاریابی استراتژیک دارد، اطلاعات قابل اطمینان - موثق و در دسترس بخصوص در جهت تشخیص نیازمندی‏های بازار بهبود کالا و خدمات - نوآوری و خلاقیت - برنامه‏ریزی و کنترل برای مدیریت بازاریابی با ارزش و موثر است که این موضوع به عنوان یکی از مسائل مهم مدیران بازاریابی در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه می‏باشد. تعریف ما از بازاریابی به شرح ذیل می‏باشد:
«بازاریابی عبارت از فعالیت‏های نیروی انسانی است که از طریق تبادل فرایندها به سمت ارضاء نیازها و خواسته‏ها هدایت شود.» برای روشن‏تر کردن این تعریف، نگاهی به واژه‏های ذیل خواهیم داشت: احتیاجات، خواسته‏ها، تقاضاها، محصولات، داد و ستد، معاملات و بازارها.
احتیاجات (Needs)
اساسی‏ترین و زیربنایی‏ترین مفهوم بازاریابی، نیازهای بشر می‏باشد که ما آن را به شرح زیر تعریف می‏کنیم: احتیاجات عبارت از بیان احساس کمبود در یک فرد می‏باشد. وقتی که یک نیاز ارضاء نشود، شخص ناراحت است. یک فرد ناراضی یکی ازاین دو کار را انجام می‏دهد: یا به دنبال چیزی خواهد گشت که نیاز او را برطرف کند و یا کوشش می‏کند که نیازهایش را کاهش دهد. مردم در جوامع صنعتی سعی می‏کنند کالاهایی را پیدا کرده یا توسعه دهند که خواسته‏های آنها را ارضاء نماید. مردم در جوامع فقیر سعی می‏کنند که خواسته‏های خود را به چیزهایی که قابل دسترس باشند کاهش دهند.
خواسته‏ها( Wants)
دومین مفهوم اساسی در بازاریابی، خواسته‏های بشر می‏باشد. خواسته‏های بشر زمانی که توسط فرهنگ و شخصیت افراد شکل بگیرند، شناخته می‏شوند. همراه با تکامل جامعه، خواسته‏های اعضای آن نیز افزایش و گسترش می‏یابد. مردم در معرض کالاهای متنوعی که علاقه و تمایلات آنها را برمی‏انگیزد قرار دارند. تولیدکنندگان کوشش می‏کنند که رابطه‏ای بین چیزهایی که آنها تولید می‏کنند و نیازهای مردم برقرار نمایند.
تقاضاها (Demands)
مردم اکثرا خواسته‏های نامحدود، اما منابع محدود دارند. آنها تولیداتی را انتخاب می‏کنند که حداکثر رضایتمندی را در مقابل پولشان ایجاد نماید. خواسته‏ها وقتی تبدیل به تقاضاها می‏شوند که با قدرت خرید همراه باشند. مصرف‏کنندگان به تولیدات به عنوان مجموعه‏های پرمنفعت می‏نگرند و کالاهایی را انتخاب می‏کنند که بهترین و بیشترین استفاده را به آنها می‏دهد. پس یک تویوتا یعنی یک حمل و نقل اساسی، یک قیمت پایین و سوخت اقتصادی (کم مصرف)، یک اتومبیل خوب یعنی: راحتی، تجمل و منزلت. مردم کالایی را انتخاب می‏کنند که حداکثر رضامندی را در ارتباط با خواسته‏ها و منافع آنها ایجاد نماید.
محصولات (Products)
احتیاجات، خواسته‏ها و تقاضاهای بشر، اشاره ضمنی به این مطلب دارد که محصولاتی وجود دارند که می‏توانند آنها را ارضاء نمایند ما محصول را به شرح ذیل تعریف می‏نماییم: یک محصول عبارت از هر چیزی است که بتواند جهت اطلاع و رویت، اکتساب، استفاده یا مصرف، به بازار ارائه شود و بتواند یک خواسته یا یک نیاز را ارضاء نماید. تمامی محصولات به طور مساوی مورد درخواست نیستند. قابل دسترس‏ترین و کم قیمت‏ترین محصولات محتملا در درجه اول اهمیت، برای خریده شدن قرار دارند. مفهوم یک محصول محدود به اشیاء فیزیکی نمی‏باشد بلکه هر عاملی که توانایی برآورده کردن یک نیاز را داشته باشد یک محصول است علاوه بر کالاها وخدمات محصول شامل: افراد، مکانها، سازمانها، فعالیت‏ها وایده‏ها می‏باشد. یک مصرف‏کننده در مورد سرگرمی‏هایش تصمیم می‏گیرد: تلویزیون تماشا می‏کند، به چه مکانهایی برای تعطیلات برود، در سازمان‏ها عضو شود، از عقاید و نظرات حمایت کند. برای مصرف‏کننده تمام اینها یک محصول هستند. اگر واژه «محصول» مناسب نباشد، می‏توانیم از واژه‏های ارضاءکننده «منبع یا پیشنهاد» استفاده نماییم.
مبادله (Exchange)
بازاریابی زمانی صورت می‏گیرد که مردم تصمیم می‏گیرند نیازها و خواسته‏های خودشان را از طریق مبادله ارضاء نمایند. مبادله عبارتست از عمل به دست آوردن چیز مورد درخواست از یک شخص و دادن چیزی در مقابل آن. مبادله طریقه‏ای است که مردم می‏توانند توسط آن کالای موردنیاز و درخواست خود را به دست آورند. مبادله از محدودیت خاص خود برخوردار است: مردم ناچار به التماس یا محتاج بخشش دیگران نیستند. مردم باید دارای مهارت‏ها و تخصص‏هایی باشند که بتوانند چیز مورد احتیاجی را تولید نمایند یا خدمت موردنیازی را ارائه کنند و در مقابل کار یا کالای تولید یا ارائه شده دیگران را به دست آورند. مبادله هدف اصلی بازاریابی می‏باشد. برای اینکه یک مبادله صورت پذیرد، شرایط متعددی وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند: باید حداقل دو طرف وجود داشته باشد و هر طرف نیز باید چیز ارزشمندی برای طرف مقابل در اختیار داشته باشد، هر طرف باید بخواهد تا با طرف دیگر معامله کند و هرکدام باید در قبول یا رد محصول ارائه شده توسط دیگری آزاد باشند و بالاخره هر طرف باید قادر به برقراری ارتباط و تحویل کالا باشد. این شرایط، مبادله را ممکن می‏سازد. برای اینکه یک معامله واقعا صورت پذیرد، دو طرف باید به توافق برسند. اگر آنها موافق باشند، چنین نتیجه می‏گیریم که عمل مبادله، طرفین را در شرایط و موقعیت بهتری از کار قرار داده است. زیرا هر یک از آنها در قبول یا رد پیشنهاد آزاد بوده است. با این توصیف، درست همانطور که تولید محصول ایجاد ارزش می‏کند، مبادله نیز ایجاد ارزش می‏کند و این امر توانایی‏های مصرفی بیشتری را به مردم می‏دهد.
معاملات (Transaction)
از آنجایی که مبادله هدف اساسی بازاریابی می‏باشد، معامله محور فعالیت‏های بازاریابی است. معامله عبارتست از یک داد و ستد ارزش‏ها بین دوطرف. یک معامله حداقل شامل دو چیز با ارزش، شرایطی که در یک زمان معین روی آنها توافق شده و یک محل مورد توافق است. بازاریابی مجموعه اقداماتی است در جهت رساندن تولیدات، خدمات، ایده‏ها و امثال آن به مرحله مبادله یا معامله.
بازارها (Markets)
مفهوم معاملات ما را به مفهوم یک بازار هدایت می‏نماید. یک بازار عبارتست از مجموعه خریداران واقعی و بالقوه یک کالا. همانطور که تعداد افراد و معاملات در یک جامعه رو به افزایش است، تعداد تجار و مکان‏های بازار نیز رو به افزایش است. در جوامع پیشرفته، بازار لزومی ندارد که به صورت مکانی که خریدار و فروشنده در آن به داد و ستد ارزشها می‏پردازند، باشد با حمل و نقل و ارتباطات مدرن، یک تاجر می‏تواند یک کالا را در برنامه آخر شب تلویزیون تبلیغ نماید. توسط تلفن از صدها مشتری سفارش بگیرد و روز بعد آن کالا را برای خریداران پست نماید بدون اینکه هیچ گونه برخورد حضوری با خریدار داشته باشد. یک بازار می‏تواند در اطراف یک محصول، یک خدمت، یا هر چیز با ارزشی رشد نماید. به عنوان مثال: یک بازار کار، شامل افرادی است که تمایل دارند کار خود را در مقابل دستمزد یا محصولات، ارائه دهند. موسسات مختلفی از قبیل موسسات کاریابی و موسسات مشاوره، در اطراف یک بازار کار رشد کردند تا بتوانند به عملکرد آن به نحو بهتری کمک نمایند. بازار پول یکی دیگر از بازارهای مهم می‏باشد که برای این به وجود آمده است تا احتیاجات مردم را برآورده کند، بنابراین آنها می‏توانند پول قرض بگیرند، قرض بدهند یا پس‏انداز کنند.
بازاریابی( Marketing )
بالاخره مفهوم بازار ما را به چرخه کامل مفهوم بازاریابی می‏رساند. بازاریابی یعنی کار کردن با بازارها، به این منظور که باعث رضامندی احتیاجات و خواسته‏های بشر می‏گردد. پس ما به تعریف خودمان در مورد بازاریابی، برمی‏گردیم. به عنوان «فعالیت‏های بشر که برای ارضاء کردن احتیاجات و خواسته‏ها از طریق تبادل فرایندها هدایت می‏شود» تبادل فرایندها، مستلزم کار است. فروشندگان مجبورند خریداران را جستجو کنند، نیازهای آنها را شناسایی نموده و کالاهای خوب و مناسب طراحی نمایند، آنها را توسعه داده، انبار نموده و قیمت‏گذاری کرده و تحویل نمایند. چنین فعالیت هایی از قبیل توسعه محصول، تحقیق، ارتباطات، توزیع، قیمت‏گذاری و خدمات،فعالیت‏های اصلی بازاریابی می‏باشند. اگرچه مامعمولا به بازاریابی به عنوان ادامه کسب توسط فروشنده، می‏اندیشیم اما خریداران نیز به فعالیت‏های بازاریابی می‏پردازند. مصرف‏کنندگان وقتی «بازاریابی» می‏کنند که به جستجوی کالاهایی که توان پرداخت قیمت آنهارا دارند می‏پردازند. نمایندگی یک شرکت زمانی بازاریابی می‏کند که به دنبال فروشندگان رفته و برای شرایط خوب، چانه می‏زند. یک «بازار فروشندگان» بازاری است که در آن فروشنده دارای قدرت زیادتری می‏باشد و خریداران مجبورند که خیلی دقیق و کوشا باشند. در یک «بازار خریداران»، خریدار دارای قدرت زیادی بوده و فروشنده، مجبور است که بسیار فعال و کوشا باشد.
وظایف مدیریت بازار
عالیت‏های مدیریت بازاریابی باید در چارچوب برنامه‏های استراتژیک یک شرکت و با نگرش نظام‏گرا انجام گیرد. مدیریت بازاریابی وظایف زیر را به عهده دارد:
جمع‏آوری و بررسی اطلاعات به منظور تشخیص وضعیت و استعداد بازار و به طور کلی تعیین نیاز مصرف‏کنندگان موردنظر. لازم به توضیح می‏باشد که مدیران بازاریابی باید از طریق تقسیم بازار بتوانند مصرف‏کنندگان موردنظر را شناسایی نمایند و با توجه به خصوصیات مصرف‏کنندگان، کالا و خدمات موردنیاز آنها را تامین کنند. تعیین هدفهای بازاریابی با توجه به نتایج اطلاعات به دست آمده و منابع شرکت مانند مشخص کردن هدف‏های فروش و سهمیه بازار. تعیین آمیزه و یا ترکیب بازاریابی Mix Marketing که عناصر عمده آن عبارتند از محصول، قیمت، کانال‏های توزیع و فعالیت‏های پیشبرد فروش که این عناصر به عنوان فعالیت‏های قابل کنترل مدیریت بازاریابی می‏باشند. مدیران بازاریابی باید به این سوالات جواب دهند که چه محصولی، با چه قیمتی تولید و در چه مکانی عرضه نمایند و با چه شیوه تبلیغاتی به اطلاع مصرف‏کنندگان برسانند. بدیهی است که این عوامل قابل کنترل مدیریت بازاریابی با توجه به شرایط محیطی (سیاسی، اقتصادی، بازرگانی، فرهنگی و...) که بر فعالیت‏های بنگاه اقتصادی تاثیر دارند با امکانات موسسه مشخص می‏گردند. در نتیجه مدیریت بازاریابی با توجه به نیاز مصرف‏کنندگان و منابع سازمان باید کالا یا خدمات موردنیاز مصرف‏کنندگان را تهیه و عرضه نمایند.

    سازماندهی: به منظور اینکه مدیریت بازاریابی بتواند به اهداف موردنظر برسد باید فعالیت‏های بازاریابی خود را سازماندهی نماید و نیروی انسانی و آموزش لازم را تامین نماید و ضمنا جهت پیشبرد فعالیت‏ها هماهنگی‏های لازم را داشته باشد.
    کنترل و یا نظارت: به منظور اینکه فعالیت‏ها با توجه به برنامه پیش برود مدیریت بازاریابی باید در مقاطع زمانی مختلف عملکرد را با برنامه مورد بررسی و مقایسه قرار دهد و در جهت رفع مشکلات و تجدیدنظر در برنامه اقدام نماید.
    تامین خدمات بعد از فروش: مثل تامین لوازم و قطعات و ارائه خدمات تعمیراتی جهت محصولاتی که به فروش رفته‏اند. بدیهی است مصرف‏کنندگان در تصمیم‏گیری جهت خرید کالا در یک بازار رقابتی حتما به پارامتر خدمات بعد از فروش توسط تولیدکنندگان نیز توجه دارند.
    بررسی نظریات مصرف‏کنندگان: مدیران بازار در نهایت، نقطه‏نظرات و عکس‏العمل مصرف‏کنندگان را در مورد کالا یا خدماتی که ارائه شده باید از طریق شیوه‏های مختلف تحقیقات بازاریابی دریافته و آنها را بررسی و مورد استفاده در تصمیم‏گیری و برنامه‏های خود قرار دهند. زیرا فرض ما در بازاریابی پیشرفته این است که مصرف‏کنندگان حرف اول را می‏زنند و اگر بنگاه اقتصادی بخواهد در اقتصاد رقابتی (اقتصاد بازار) فعال باشد و سهم عمده‏ای از بازار را به خود اختصاص دهد و در نتیجه سود داشته باشد و به زندگی خود ادامه دهد باید حتما به مصرف‏کنندگان توجه لازم را داشته باشد.

علاوه بر وظایف مذکور، ایجاد تقاضا برای محصول و خدمات ارائه شده نیز جزو وظایف مدیریت بازار می‏باشد. مدیریت بازاریابی وظیفه دارد «مقدار»، «زمان» و «خصوصیات» تقاضا را طوری هماهنگ کند که سازمان بتواند به اهداف خود برسد. بدیهی است در هر زمان مقدار واقعی تقاضا برای کالا یا خدمات ممکن است «پایین‏تر»، «مساوی» و یا «بالاتر» از سطح تقاضای موردنظر باشد. برای ایجاد تقاضا در مورد کالا سه شرط باید وجود داشته باشد: اول باید نیاز برای آن کالا توسط گروهی از مردم وجود داشته باشد، دوم آنکه این گروه قدرت خرید کالاها را داشته باشند و سوم آنکه میل داشته باشند قسمتی از پول خود را در رفع نیاز خود بپردازند.
اهم وظایف مدیریت بازار

    جمع‏آوری و بررسی اطلاعات به منظور تشخیص وضعیت و استعداد بازار و تعیین نیاز مصرف‏کنندگان
    مشخص نمودن هدف‏های فروش و سهمیه بازار
    تعیین آمیزه و یا ترکیب بازاریابی که عناصر آن از محصول، قیمت، کانال‏های توزیع و فعالیت‏های پیشبرد فروش می‏باشند.
    سازماندهی فعالیت‏های بازاریابی و نیروهای انسانی و آموزش لازم برای آن
    کنترل و یا نظارت به منظور اینکه فعالیت‏ها با توجه به برنامه پیش برود.
    تامین خدمات بعد از فروش: مثل تامین لوازم یدکی و قطعات
    بررسی نظریات مصرف‏کنندگان در ارتباط با محصولات و خدمات ارائه شده
    ایجاد تقاضا برای محصول و خدمات
    ایجاد هماهنگی بین مقدار، زمان و خصوصیات تقاضا




:: موضوعات مرتبط: طب سوزنی , افتادگی پوست بعد از لیپوماتیک , بارداری بعد از لیپوماتیک , شکم آبجو چیست؟ , کاشت ریش , تزریق ژل و فیلر , ,
:: برچسب‌ها: بازاریابی , مدیریت , مدیریت بازار , فروش , کالا ,
:: بازدید از این مطلب : 465
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 10 شهريور 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : امین



طراحان خلاقیت و نبوغ خودشان را روی طرح ها و نقش های تازه کیف پیاده می کنند تا خانم ها بتوانند با خریدن یک کیف تغییری چشمگیر در ست خود ایجاد کنند.خرید کیف

در گذشته استفاده از کیف، بیشتر جنبه تزیینی داشت اما امروزه کیف، یکی از وسایل ضروری ما در بیرون از منزل است، اما گاهی مدل های بسیار متنوع کیف باعث می شود که نتوانیم براحتی، خریدمان را انجام دهیم. اگر قصد دارید یک کیف خریداری کنید نکات زیر می تواند به شما کمک کند.


برای خرید در گام اول، باید کاربرد کیف را مشخص کنید. اگر به دنبال مدلی هستید که بتوانید آن را با تعداد بیشتری از لباس هایتان هماهنگ کنید، بهتر است به دنبال انواع ساده و بدون طرح بروید. رنگ های مشکی، سرمه ای، قهوه ای و سبز تیره از جمله رنگ هایی است که قابلیت هماهنگی بیشتری با رنگ های دیگر دارد. برای مثال رنگ قهوه ای می تواند با لباس های کرم و شیری استفاده شود. رنگ سبز نیز ترکیب خوبی را با نارنجی و زرد تشکیل خواهد داد.

اگر می خواهید کیفی خریداری کنید که در آن از چند رنگ استفاده شده است باید به رنگ اصلی و زمینه دقت داشته باشید که یک رنگ خنثی باشد. هنگامی که رنگ لباس هایتان متنوع و بیشتر از 2 رنگ دارد حتما از کیف های تک رنگ استفاده کنید.
مساله دیگری که در این میان اهمیت دارد، سایز و اندازه کیف است. اگر شما یک خانم میانسال هستید، بهتر است از یک کیف متوسط یا کوچک استفاده کنید. رنگ کیف این افراد نباید تند و زننده باشد. دختران نوجوان همیشه وسایل زیادی دارند که دوست دارند همراه خود داشته باشند. استفاده از کیف های بزرگ با رنگ های شاد برای این گروه سنی مناسب تر است.



خانم های بلند قد می توانند از انواع کیف ها استفاده کنند، اما اگر ریز اندام و قد کوتاه هستید بهتر است از کیف های کوچک تر و جمع و جورتر استفاده کنید.

کیف های پارچه ای بیشتر برای محیط های غیررسمی کاربرد دارد، اما اگر می خواهید برای شرکت در مهمانی های رسمی کیفی تهیه کنید بهترین گزینه می تواند یک کیف کوچک چرمی به رنگ مشکی یا قهوه ای باشد.
هماهنگی رنگ بین کیف و کفش می تواند تأثیر زیادی در شکل ظاهری شما داشته باشد. بهتر است این دو را از یک طرح و رنگ انتخاب کنید یا دست کم جنس آنها را با هم هماهنگ کنید.اگر رنگ کیف و کفش تان هماهنگی ندارد می توانید از بند کفش همرنگ کیفتان استفاده کنید یا از طرح های خلاقانه ای مانند این استفاده کنید.

قبل از خرید کیف، به تعداد جیب های آن دقت کنید. اگر همیشه وسایل زیادی را به همراه دارید، جیب ها برای شما کاربرد زیادی خواهد داشت. ممکن است شما جزو آن دسته از خانم هایی باشید که کیف شلوغی دارند و هر بار که به دنبال چیزی هستند آن را به سختی پیدا می کنند. برای حل این مشکل از کیف های کوچک تر داخل کیفتان استفاده کنید تا وسایلتان سامان داشته باشند.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که اگر دانش آموز هستید حتما از کوله پشتی های استاندارد استفاده کنید. کیف های دستی باعث افتادگی شانه ها می شود و هنگام حمل وسایل سنگین برای ستون فقرات خطرناک است. بهتر است این کیف ها بند کمری هم داشته باشد تا هنگام حرکت مدام روی شانه ها تلو تلو نخورد.



:: موضوعات مرتبط: اقدامات قبل و بعد از جراحی زیبائی شکم , پوست و زیبائی , کاشت ریش , جراحی شکاف لب و کام , ,
:: برچسب‌ها: خرید , کیف , مد , طرح , مدل ,
:: بازدید از این مطلب : 684
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 4 شهريور 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : امین


برند

برند احساس و ادراکی است که درباره یک محصول، یک ایده، یک فرد و یا یک سازمان در ذهن کاربران و مصرف کنندگان شکل میگیرد
برندینگ چیست؟

ابتدایی ترین مفهوم برای برندینگ به معنی دادن وعده در خصوص یک برند و سپس ارائه تعهد انجام آن کار می باشد.

در حقیقت برندینگ یکی از مهمترین جنبه های هر کسب و کار اعم از کوچک و بزرگ, جزئی و یا تجاری است. یک استراتژی برندینگ موثر در یک بازار رقابتی فزاینده به شما حاشیه ی عمده می بخشد. اما حقیقتاً برندینگ به چه معناست و چگونه روی کسب و کار شما تاثیر می گذارد؟

اگر بخواهیم دلایل پیشرفت یک شرکت و یا یک کارخانه را ارزیابی کنیم ، میتوانیم به وضعیت برند آن شرکت دقت کنیم که آیا محصولات این کارخانه یک برند شناخته شده است یا خیر ؟ بازخورد ها در رابطه با برندش چگونه بوده است ؟
برندسازی یا برندینگ (Branding) فرآیندی منظم است که برای ایجاد آگاهی و افزایش وفاداری مشتری استفاده می­شود. هدف اصلی از برندسازی یک محصول، خدمت یا سازمان ایجاد ذهنیت و چشم انداز نسبت به تجارت خود در مشتریان است، تا جاییکه رفع نیازهای خود را در گرو مراجعه به شما بدانند. این کار مستلزم دستورهای سطوح بالا و آمادگی لازم برای سرمایه­ گذاری در آینده است. برندسازی استفاده از هر فرصتی است تا بگوییم چرا مردم باید یک برند یا نام تجاری را نسبت به سایر برندها ترجیح و  انتخاب نمایند.


برندسازی یا Branding چیست؟
برای این منظور هشت ابزار در اختیار مدیران بازاریابی قرار دارد تا از طریق آن با مشتریان ارتباط برقرار کرده و یک برند قوی در بازار بسازند:
تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش، بازاریابی مستقیم، فروش شخصی، بسته بندی، رویدادها و اسپانسرینگ، خدمات مشتری.

تعریف برندسازی یا برندینگ از نظر بزرگان
به طور کلی برندینگ یا برندسازی، فرآیندی است که در طی آن به جایگاه احساسی و عاطفی یک محصول یا خدمت افزوده می‌گردد،بدین وسیله ارزش آن برای مشتریان و سایر مخاطبان افزایش می‌یابد.
برندسازی یا برندینگ حاصل پیام‌ها و گزارش‌های رسانه هاست.
هر قدر تعداد این پیام‌ها بیشتر و محتوای آن‌ها مطلوب تر باشد، نام تجاری قوی تر خواهد شد.
اَل ریس، لورا ریس، سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی

برندسازی شامل مباحث و مفاهیم مختلفی چون جایگاه یابی و جایگاه سازی برند یا Brand Positioning،
نامگذاری برند،
انتخاب رنگ و طراحی شخصیت بصری برند( لوگو، آرم و…)،
توسعه برند،
ارزش برند و… می‌باشد.


کمپین برندینگ چیست و چه ویژگی هایی باید داشته باشد

یکپارچه باشد(Integrated)
برند نیز مانند ارکستر، یک رهبر واحد می‌خواهد که صدای واحدی از آن شنیده شود وگرنه هرکس ساز خودش را می‌زند و صداهای ناهنجار تولید شده موجب دفع مخاطب و ایجاد تصویر ذهنی نامناسب از برند و در نتیجه بیماری چند شخصیتی برند(Brand Schizophrenia) می‌شود. این بیماری از آنجا ناشی می‌شود که مدیر فروش برای خودش می‌فروشد، مدیر تبلیغات برای خودش تبلیغ می‌کند، مدیر روابط عمومی برای خودش روابط عمومی انجام می‌دهد و... در بهترین حالت‌ (که امروز در ایران رایج شده است) هر کدام برای خود یک کمپین مجزا تدوین می‌کند! هر کدام از اینها یک شخصیت مجزا از آن برند می‌سازد و به افراد و مخاطبان ارائه می‌دهد. بنابراین مخاطبان شخصیت‌های متفاوتی از برند می‌بینند و فکر می‌کنند که برند چند شخصیتی است. این بیماری بسیار خطرناک است و درمانش به مراتب دشوارتر از پیشگیری از آن است.
یکپارچگی یک کمپین موجب خلق یک هویت واحد می‌شود. حتی اگر این هویت مطلوب مخاطبان نباشد، کافی است یک تصویر ذهنی از ذهن آنان پاک شود نه چندین و چند تصویر ذهنی خوب و بد مغشوش.

متناسب با شرایط محیطی باشد(Context Oriented)
در ابتدا بهتر است مفهوم محیط(Context) را در ذهن خود یکی کنیم. شرایط محیطی(Context) به معنای در نظر گرفتن کلیه بخش‌های محیط M۳است که عبارتند از: خرد‌(Micro)، نیمه‌خرد یا نیمه‌کلان که من آن را بازار می‌نامم (Market)و کلان(Macro) به علاوه بعد چهارم یعنی زمان.
به عنوان مثال کمپین‌های خارجی کپی‌شده، برای شرایط محیطی (۳M + زمان) خود تعریف شده‌اند و اطلاعات جامع و کاملی در خصوص بازخورد آنها وجود ندارد. اگر هم داشته باشد و به فرض، موفق و اثربخش هم باشند، برای مخاطبان آن کشور یا منطقه و در زمان اجرای خود صدق می‌کند نه در زمان فعلی و شرایط محیطی کشور ما.
یکی از مهم‌ترین عوامل برای تدوین یک کمپین، سن برند است. اگر یک کودک سه ساله بیمار شود، یک فرد ۳۵ساله و یا یک فرد ۶۵ساله، حتی اگر هر سه یک نوع بیماری داشته باشند، تجویز نوع داروی آنها متفاوت است، دُز داروی آنها متفاوت است، شرایط و دوران نقاهت متفاوت هم دارند.


تن‌دوخت و اختصاصاً برای یک برند باشد(Exclusive)
نمی‌توان هر کمپین موفقی را کپی و استفاده کرد؛ حتی کمپین اختصاصی یک برند. الزاماً در زمان دیگری حتی برای همان برند هم مناسب و تن‌دوخت نخواهد بود. لزومی ندارد لباس چند سال پیش شما، امسال هم اندازه شما باشد. برند ممکن است چاق‌تر، لاغرتر، بلندتر، کوتاه‌تر و…شده باشد. در ساده‌ترین حالت اگر فرض کنیم که برند هیچ تغییری نکرده، باز هم کمپین گذشته و حتی اختصاصی یک برند مناسب نیست زیرا مخاطب، تغییر کرده است. مخاطب یک بار با این نقشه مورد حمله (ذهنی) قرار گرفته و حالا دیگر حتی اگر کمپین تن‌دوخت برند باشد، مؤثر برای ورود به ذهن و قلب همان مخاطبان نیست. مخاطب در این حالت نسبت به پیام‌های دریافتی از برند در قالب کمپین به اصطلاح «واکسینه» شده است.یونیک و اختصاصی بودن کمپین، ممکن است متودولوژی کار را تغییر ندهد اما همه خروجی‌های آن را ‌‌چنان تحت تأثیر خود قرار می‌دهد که ارائه کمپین را به برند دیگر تقریباً غیرممکن می‌کند.
«تن‌دوخت» بودن عبارت خوبی است برای آنکه آن را با مثال خیاطی برای یک فرد خاص تفسیر کنیم. در نظر بگیرید یک مرد به خیاط سفارش دوخت یک کت و شلوار مشکی می‌دهد و در میانه راه، در حالی که برش پارچه او انجام شده پشیمان می‌شود. آیا خیاط می‌تواند آن را به یک خانم که لباس شب قرمز سفارش داده، ارائه دهد؟! حتی به یک مرد دیگر که کت و شلوار مشکی هم می‌خواهد، الزاماً نمی‌توان ارائه کرد. زیرا ممکن است قد و وزن و…متفاوت داشته باشد. اما حقیقت اینجاست که خیاطی، یک حرفه است که قواعد و متودولوژی خود را دارد.

همه جانبه، جامع و ۳۶۰درجه باشد (Holistic)
یک کمپین ۳۶۰درجه، برنامه‌ای است که از منظر محتوای پیام، حامل همه جنبه‌های برند یعنی استراتژیک‌ (Strategic)، مفهومی‌(Conceptual)، تصویری‌(Visual) و کلامی(Verbal) باشد. در عین حال و از منظر ابزاری نیز، هم ابزارهای بالای خطی(ATL) و هم زیرخطی(BTL) را پوشش دهد. همین‌جا بهتر است اشاره کنم که بر خلاف برخی تصورات، ابزارهای روی خطی‌(TTL)، از منظر ابزاری قابل بررسی نیست؛ زیرا ذاتاً ابزار محسوب نمی‌شوند و استراتژی‌های یکپارچه‌سازی بین‌ ATLو BTL را شامل می‌شوند. یک کمپین جامع، همچنین باید همه زمان‌های حال، آینده و گذشته برند را در نظر بگیرد.
‌اگر کمپین ویژگی ۳۶۰درجه بودن را نداشته باشد، ممکن است از یک جهت مورد تهاجم یک کمپین دیگر (برند رقیب) قرار بگیرد. از طرفی تنها بخشی از یک مسأله اصلی برند را حل می‌کند. مثلاً یک کمپین رسانه‌ای در واقع بخشی جزیی از این کمپین ۳۶۰درجه است که مربوط به نوع، زمان، هزینه و نحوه تخصیص بودجه به ابزارها و رسانه‌ها در قالب ارتباطات یکپارچه بازاریابی و برند (IMBC)است.

یک برندینگ مناسب فواید متعددی برای کسب و کار شما به همراه خواهد داشت. از عمده دستاوردهای برندینگ آن است که می تواند به انتقال پیام شما کمک کند, منجر به افزایش اعتبار شما شده و آن را تائید می کند, منجر به متقاعد ساختن مشتریان برای تائید آن برند می گردد, منجر به وفاداری همه جانبه مشتریان نسبت به برند فوق می گردد , منجر به برقراری ارتباط با مشتریان می گردد و در نهایت به شناخت مشتریان نسبت به برند منتهی می شود.

نکته حائز  اهمیتی که در زمینه برندینگ می بایست بدان توجه نماییم آن است که اهمیتی ندارد ما در مورد برندمان چگونه می اندیشم بلکه تصورات مشتریان برند ماست که حائز اهمیت بوده و منجر به رشد هر چه بیشتر آن (برندمان) می گردد.

یکی از روش های کسب سود و درآمدزایی برای یک برند یا کالا در عصر حاضر بر  میزان رضایتمندی مشتریان و مصرف کنندگان آن برند و کالا استوار است. از همین رو می توان اذعان نمود که تعیین نیاز مشتریان و شیوه ی رفع آن بواسطه ی سازمان ها روشنگر خدمات قابل ارائه از سوی آنها و شیوه ی عملکرد آنها خواهد بود.



:: موضوعات مرتبط: افتادگی پوست بعد از لیپوماتیک , شایعات و حقایق لیپوساکشن , بیماری لیپودما و درمان آن , کاشت ریش , جراحی پلک , ,
:: برچسب‌ها: برند , برندینگ , کسب و کار , پیشرفت , برندسازی ,
:: بازدید از این مطلب : 367
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 4 تير 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : امین

کلمه بازاریابی به قدری وارد زندگی روزانه ما شده است که شاید دیگر پرسیدن این سوال که “بازاریابی چیست؟” در نگاه اول کار مسخره‌ای باشد:

“خب بازاریابی بازاریابیه دیگه. این چه سوالیه؟”

اما اگر کمی در موضوع دقیق شویم، می‌بینیم که ارائه یک تعریف دقیق از مفهوم بازاریابی کار چندان راحتی نیست. واقعاً چگونه می‌توانیم بگوییم که کدام فعالیت‌های یک کسب و کار، بازاریابی محسوب می‌شوند و کدام فعالیت‌ها نمی‌شوند؟

متاسفانه، در حال حاضر تصور بسیاری از شرکت‌های ایرانی این است که بازاریابی صرفاً یک معادل برای کلمه تبلیغات بوده و چیزی بیش از آن نیست. اما ما نوینی‌ها، به عنوان یک تیم فعال در این زمینه، می‌دانیم که بازاریابی مبحثی بسیار گسترده‌تر از تبلیغات است. و دقیقاً به همین دلیل بود که تصمیم گرفتیم در مورد معنای بازاریابی یک مقاله بنویسیم. ما در این مقاله، برای پیدا کردن یک تعریف خوب از بازاریابی، به سراغ متخصصان جهانی می‌رویم و می‌بینیم از نظر هر یک از آنها، بازاریابی چیست.

بازاریابی چیست؟
تعریف بازاریابی از نگاه ۱۵ متخصص مطرح جهانی

با کمی گشت و گذار در اینترنت توانستیم صدها تعریف مختلف برای بازاریابی پیدا کنیم. اما مطمئناً ارائه تمام آنها از حوصله این مقاله خارج بود. پس به ۱۵ تعریف برگزیده بسنده کردیم که هر یک را با توضیحی کوتاه به شما ارائه خواهیم کرد. این تعریف‌ها تقریباً اکثر جوانب بازاریابی را در بر می‌گیرند.

خب، بیایید شروع کنیم:
یک تعریف شسته رفته و کامل از بازاریابی

american-marketing-associationبازاریابی آن فعالیت، و همچنین مجموعۀ موسسه‌ها و فرآیند‌هایی است که در راستای ساخت، انتقال، رساندن و تبادل آن پیشنهادهایی انجام شوند که برای مشتری، ارباب رجوع، همکاران و در کل، جامعه، ارزشمند باشند.
– اتحادیه بازاریابی آمریکا

تعریف اتحادیه بازاریابی آمریکا (American Marketing Association یا AMA) نتیجه سال‌ها بحث است و تعجبی هم ندارد که یک نگاه جامع، ولی دقیق به بازاریابی را ارائه می‌دهد. این تعریف تمام بخش‌های بازاریابی، از جمله توسعه محصول، روابط عمومی، قیمت‌گذاری و دیگر جوانب استراتژیک بازاریابی را در بر می‌گیرد.
تعریف مارکتینگ از نگاه یک اسطورۀ بازاریابی

regis-mckenna

    بازاریابی همه‌چیز است.
    – رجیس مک‌کِنا

خب، قبل از اینکه راجع به حرف رجیس مک‌کنا حرف بزنیم، بگذارید خود او را بهتر بشناسیم. او همان بازاریابی است که اکثر روش‌های مارکتینگ با تکنولوژی را به جهان معرفی کرده و با شرکت‌های بزرگی همچون اپل، مایکروسافت، اینتل و … در زمینه مارکتینگ همکاری داشته است. تاثیر کارهای مک‌کنا باعث شده در جهان تجارت از او به عنوان بازاریاب اسطوره‌ای (و بسیاری القاب دیگر) یاد شود. پس اینکه استیو جابز خودش مستقیماً از او درخواست کرده که در بازاریابی اولین کامپیوتر شرکت اپل کمکشان کند، نباید باعث تعجب شما شود.

تعریف مک‌کنا از بازاریابی با شهرتش همخوانی دارد. تعریفی جسورانه که به ما می‌گوید هر کاری که می‌کنیم بخشی از بازاریابی ماست. این یعنی بازاریابی به تحقیق، طراحی محصول، قیمت‌گذاری و تبلیغات محدود نمی‌شود و کوچکترین مسائل کاری از جمله نحوه پاسخ دادن به تلفن و سرعت ما در حل مشکلات را شامل می‌شود. بله! تمام این موارد در نگاه مشتری به شرکت ما تاثیر خواهند داشت.
بازاریابی: نگاه مشتری به تجارت

    بازاریابی نه تنها مبحثی بسیار گسترده‌تر از فروش است، که اصلاً به یک فعالیت مشخص محدود نمی‌شود و تمام بخش‌های یک تجارت را در بر می‌گیرد. بازاریابی، کلیّت یک تجارت است که بر طبق نتیجۀ نهایی و از نگاه مشتری دیده می‌شود. بنابراین توجه و قبول مسئولیت بازاریابی باید توسط تمام بخش‌های یک سازمان انجام شود.
    – پیتر دراکر

پیتر دراکر یکی از تاثیرگذارترین افراد در شکل‌دهی اصول و اساس تجارت مدرن است. همانطور که دیدید، این متخصص تجارت و بازاریابی نیز این ایده را ترویج می‌دهد که بازاریابی همه‌چیز است. البته او توضیحی کامل‌تر در این زمینه به ما ارائه می‌دهد. به علاوه، (به درستی) به ما می‌گوید که بازاریابی با فروش فرق می‌کند.

در همین راستا، بد نیست ببینیم او در مورد هدف بازاریابی به ما چه می‌گوید:

    هدف بازاریابی این است که مشتری را به خوبی بشناسد و بفهمد، تا به این ترتیب بتواند محصولات و خدماتی را ارائه دهد که برای او مناسب باشند و خود به خود فروش بروند.
    حتما بخوانید:  بازاریابی و فروش با هم تفاوت دارند!
    بازاریابی قرار است واکنشی در مشتری برانگیزد

jay-baer

     

    منظور از بازاریابی، آن پیام‌ها و فعالیت‌هایی است که باعث به وجود آمدن پیام‌ها یا فعالیت‌های دیگری می‌شوند.
    – جی بائر

جی بائر یک مشاور مطرح بازاریابی است که شرکت بازاریابی Convince & Convert (متقاعد و تبدیل کن) را تاسیس کرده و کتابی پر فروش در زمینه بازاریابی به چاپ رسانده است. بد نیست بدانید که وبلاگ او به عنوان یکی از پربازدیدترین منابع مرتبط با بازاریابی شناخته شده است.

توضیح او از مفهوم بازاریابی، در عین سادگی، حرف زیادی برای گفتن دارد. کار بازاریابی فقط فروش محصول نیست و باید کاری کند که مشتریان پیام کسب و کار ما را منتقل کنند.

philip-kotler
تعریف بازاریابی از یک نگاه آکادمیک

    بازاریابی یک فرآیند اجتماعی است که به وسیله آن افراد و گروه‌ها، چیزی که می‌خواهند و نیاز دارند را با تولید و مبادله محصولات و ارزش با دیگران، بدست می‌آورند.
    – فیلیپ کوتلر

فیلیپ کوتلر یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های بازاریابی در جهان است و بیش از ۵۵ کتاب در این زمینه به چاپ رسانده است. بد نیست بدانید که یکی از کتاب‌‎های او به نام “مدیریت بازاریابی: تحلیل، برنامه‌ریزی و کنترل” به عنوان محبوب‌ترین کتاب درسی برای کلاس‌های رشته تجارت شناخته شده است.

بنابراین کاملاً طبیعی است که نگاه او به بازاریابی هم یک نگاه سنتی و دانشگاهی باشد: دقیق و سرد. استفاده از عبارت “فرآیند اجتماعی” در این تعریف، کمی توجه را از بخش تجاری دور می‌کند و کلمه “افراد” شاید چندان جایگزین مناسبی برای “مشتریان” نباشد.
حتما بخوانید:  10 تکنیک عالی روانشناسی برای افزایش مشتری‌ها و فروش
سوال بازاریابی چیست و پدر بازاریابی چریکی

jay-conrad-levinsonبازاریابی هر نوع تعاملی است که تجارت شما، با هر کسی داشته باشد، که بخشی از تجارت شما نیست. بازاریابی همچنین حقیقتی است که جذاب شده است. بازاریابی این هنر است که طرز فکر مردم را عوض کنید. بازاریابی فرصتی برای شماست تا از کسب و کار خود سود کنید، شانس این است که با دیگر تجارت‌ها در جامعه یا صنعت خود تعامل داشته باشید و فرآیندی برای ساخت روابط طولانی‌مدت است.
– جی کنراد لوینسون

لوینسون شاید معرف حضور شما هم باشد. او همان کسی است که علیه روش‌های سنتی بازاریابی قیام کرد و یک شیوه مدرن بازاریابی به اسم گوریلا مارکتینگ یا بازاریابی چریکی را به جهان معرفی نمود. آنچه خواندید، بخشی از یک سخنرانی پر شور توسط این بازاریاب خلاق است که در آن، نقش متقاعدسازی در بازاریابی کاملاً برجسته شده است.
بازاریابی: راهی برای کسب اعتماد

     

    بازاریابی یعنی کسی را که نیاز به دانستن دارد، به خود علاقه‌مند کرده و اعتماد او را بدست آورید.
    – جان جانتش

جان جانتش یک متخصص بازاریابی است که به خاطر معرفی روش بازاریابی چسب پهن یا داکت تیپ مارکتینگ (Duct Tape Marketing) معروف شد. تخصص او کمک به کسب و کارهای کوچک برای رشد است. تعریف جانتش از بازاریابی، دقیقاً همچون تعریف لوینسون، روی بحث متقاعدسازی مخاطب تاکید بسیاری دارد، اما نگاه او، یک نگاه بسیار شخصی‌تر است و بحث جلب اعتماد مشتری را نیز پوشش می‌دهد.
تعریف مارکتینگ از نگاه یک موسسه بین‌المللی

بازاریابی یعنی

    chartered-institute-of-marketing

    “فرآیند مدیریتی که مسئول شناسایی، پیش‌بینی و برآورده کردن خواسته‌های مشتریان به روشی سودآور است.”
    – موسسۀ بازاریابی چارترد

موسسۀ بازاریابی چارترد (Chartered Institution of Marketing) یا به اختصار CIM، بزرگترین مرکز جهانی در زمینه بازاریابی است که در انگلستان فعالیت می‌کند. برای آنکه بفهمید چقدر بزرگ، باید بدانید که این موسسه بیش از ۳۵ هزار عضو و دانشجو از سراسر جهان دارد.

تعریف CIM از بازاریابی یک تعریف دقیق و جامع است که به این موضوع اشاره دارد که کار بازاریابی، برطرف کردن نیازهای مشتریان است. فقط نباید فراموش کرد که این رفع نیاز باید به طریقی باشد که پول وارد شرکت شود.
تعریف مارکتینگ از نگاه باهوش‌ترین مرد دنیا

saul-colt

    بازاریابی یعنی یک تجربه وسوسه‌انگیز بسازید و بوسیله آن، یک ارتباط شخصی با آدم‌ها برقرار کنید و میل به اشتراک گذاری با دیگران را در آنها به وجود آورید.
    – ساول کلت

ساول کلت، یک متخصص بازاریابی دیجیتال و دهان به دهان است. او در وبلاگش، خود را به عنوان “باهوش‌ترین مرد جهان” معرفی می‌کند. اما اگر از خودمحوری ساول بگذریم، تعریف او جای بحث دارد.

درست است که این تعریف کمی محدود است، اما از تعریف‌های مورد علاقۀ من از مارکتینگ است. چرا؟ به خاطر تاکید آن بر ارائه تجربه کاربری عالی و انسانی، ایجاد محتوای ارزشمند و بازاریابی دهان به دهان.
حتما بخوانید:  بازگشت سرمایه (ROI) در بازاریابی چیست؟
بازاریابی، داستانی است که برند شما نقل می‌کند

ann_handley

    بازاریابی هر چیزی است که بسازید یا به اشتراک بگذارید، و داستان شما را نقل کند.
    – آن هَندلی

هَندلی یکی از آن زنانی است که توانسته در جهان بازاریابی برای خود اسم و رسمی به هم بزند. او در زمینه بازاریابی محتوا فعالیت دارد و یک کتاب پر فروش در این زمینه هم به چاپ رسانده است. دلیل من برای اینکه تعریف او را در این لیست آوردم، تاکیدی بود که بر تولید محتوا و روایت داستان یک برند دارد.
بازاریابی یعنی مشتریان وفادار و فروش موفق

    بازاریابی محصولاتی هستند که باز نمی‌گردند و مشتریانی هستند که باز می‌گردند.
    – استیو داوسون

شاید که استیو داوسون – مدیر یک شرکت بازاریابی آمریکایی – به اندازۀ افراد قبلی این لیست مطرح نباشد. اما این موضوع نباید باعث شود که حداقل کمی به تعریف او از بازاریابی و تاکید آن بر ایجاد مشتریان وفادار و یک رابطه طولانی‌مدت، با ارائه خدمات عالی، فکر نکنیم.
تعریف بازاریابی از نگاهی نیمه سرمایه‌داری

    بازاریابی یعنی به مشتریان خود کمک کنید تا بفهمند که چقدر به چیزی نیاز دارند که هیچوقت نمی‌دانستند به آن نیاز دارند.
    – دورن موران

دورِن موران هم همچون نفر قبلی که معرفی کردیم، اسم و رسمی از خود ندارد و در حال حاضر، به عنوان مدیر ارشد بخش تنظیم استراتژی دیجیتال در یک شرکت بازاریابی کار می‌کند. با این حال، او هم یک تعریف جالب از بازاریابی به ما ارائه می‌دهد. بسیاری از بازاریابان بر این عقیده‌اند که کار ما ایجاد حس نیاز در بازار است. خانم موران نیز بر این موضوع تاکید می‌کند، اما همزمان به ما می‌گوید که باید چیزی ارزشمند به مشتری ارائه بدهیم.

به شخصه چندان با ایده سرمایه‌گذاری (یعنی همان کمیکی که در ابتدای این مطلب خواندید) موافق نیستم که فقط بر ایجاد حس نیاز در مشتری تکیه دارد. با این حال، قصد نداشتم به کل این نگاه را در مقاله خود حذف کنم. فکر می‌کنم، تعریف خانم موران یک پل ارتباطی خوب بین بازاریابی اصولی و البته، نظام سرمایه‌داری باشد.
بازاریابی: آموزش درست به مخاطب

jeffrey-harmon

وقتی که محصول خوبی ارائه می‌دهید، آن وقت بازاریابی به آموزش ختم می‌شود. اینکه ما به صورتی موثر در مورد یک محصول خوب به مردم آموزش دهیم، باعث به وجود آمدن انگیزه‌ای خواهد شد، که برای حرکت آنها لازم است.
– جفری هارمون

جفری هارمون کسی بود که شرکت اورابراش را ظرف مدت یک سال در جهان مطرح کرد. شخصاً تعریف او از بازاریابی را بیشتر از تمام تعریف‌های دیگر می‌پسندم. وقتی آنچه ارائه می‌دهیم ارزشمند باشد، پس کافی است آن را به درستی به مخاطبان خود معرفی کرده و با آموزش درست، به آنها کمک کنیم تا با ترس‌های خود در مورد آن روبرو شوند. یک بازاریابی اصولی، سالم و موفق! اینطور نیست؟
حتما بخوانید:  چگونه مکان خود را در گوگل مپ ثبت کنیم؟
مارکتینگ راهی است برای بهتر بودن از رقبا

    بازاریابی یعنی شناسایی خواسته و تقاضای مشتری، و ارائه آن به روشی بهینه‌تر و موثرتر از رقبا.
    – پاول کالاویس

پاول کالاویس یکی از متخصصان بازاریابی در شرکت Sterling Park Group است. آنچه تعریف او از بازاریابی را از دیگر افراد این لیست متمایز می‌کند، تمرکز او بر بحث رقبا و نقش آنها در بازاریابی یک تجارت است.
بازاریابی چیست؟ یک رابطه طولانی‌مدت با مشتری


    renee-blodgettبازاریابی یک تعامل طولانی‌مدت با مشتریان است. در این تعامل، شما باید به مشتری آموزش بدهید، اطلاعات بدهید و به تدریج یک رابطه با او برقرار کنید. این “به تدریج” مهم است، چون فقط در گذر زمان است که می‌توان پایه‌های اعتماد را ساخت. با اعتماد، یک جامعۀ طبیعی حولِ محصولات و خدمات شما به وجود می‌آید و مشتریان، به اندازۀ خودتان، در مورد محصولات شوق پیدا می‌کنند. به این ترتیب، آنها تبدیل به ترویج‌دهندگان، مبلّغان وفادار، مشتریان همیشگی و در اغلب موارد، دوستان شما خواهند شد. بازاریابی، راهی عالی است برای اینکه بفهمید چه چیزی آدم‌ها را جذب و آنها را به محصولات و خدمات برند شما مشتاق می‌کند. سپس این چیز را به آنها بدهید و آنها را در یک فرآیند لذت‌بخش درگیر کنید. و صد البته، در طول این فرآیند، دوستی‌هایی به یادماندنی بسازید.
    – رنه بلاجت

رنه بلاجت یک متخصص بازاریابی است که شرکت بازاریابی Magic Sauce Media را تاسیس کرده و راهکارهای مارکتینگ بسیار صمیمی و شخصی به مشتریان خود ارائه می‌دهد. دلیل اینکه تعریف او در این مقاله آورده شد، دقیقاً همین تاکید او بر ایجاد روابط طولانی‌مدت با مشتریان و علاقه‌مند کردن آنها به برند است.
نیازمند دریافت مشاوره در زمینۀ بازاریابی دیجیتال هستید؟


نتیجه‌گیری

آن پیامی که تمام این تعریف‌های مارکتینگ به نحوی القا می‌کنند، این است که بازاریابی باید نیاز و خواسته مشتری را بشناسد و آن را فراهم نماید – و البته، اینکه کار بازاریابی چیزی بیشتر از فروش صرف است.



:: موضوعات مرتبط: افتادگی پوست بعد از لیپوماتیک , بارداری بعد از لیپوماتیک , شکم آبجو چیست؟ , کاشت ریش , جراحی پلک , تزریق ژل و فیلر , ,
:: برچسب‌ها: بازاریابی , مارکتینگ , تبلیغات , فرآیند , ارباب رجوع , شرکت ,
:: بازدید از این مطلب : 269
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 30 ارديبهشت 1396 | نظرات ()

صفحه قبل 1 صفحه بعد